السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
216
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
قبض روح شد و اسماعيل ( ع ) نيز بعد از او در سن يكصد و سى سالگى دنيا را وداع گفته و در حجر اسماعيل در كنار مادرش مدفون گشت . [ 1 ] همچنين امام صادق ( ع ) مىفرمايند : روزى « ساره » به ابراهيم گفت : تو خليل پروردگارى و دعاهايت به هدف استجابت مىرسد . اينك كه به سن پيرى پاى نهادهاى بهتر است از خداوند بخواهى تا به ما فرزندى را عنايت فرمايد . خداوند نيز به ابراهيم بشارت داد كه به زودى او را صاحب فرزندى خواهد كرد . ساره بعد از سه سال پسرى را به دنيا آورد و از ابراهيم خواست تا از خداوند بخواهد كه عمرش را آنقدر طولانى گرداند تا خود مرگ خويش را خواستار گردد . دعاى ابراهيم مستجاب گشت و به شكرانهء آن طعامى آماده شد و تعدادى از مستمندان بر سر سفره خليل خدا گرد هم آمدند . در ميان آنها پيرمردى با چشمانى كم سو نيز ديده مىشد او به هنگام تناول غذا دچار لرزش دست مىشد و گاه لقمه طعام را به پيشانى و گاه در چشم خود فرو مىبرد . ابراهيم كه وضعيت اسفبار و ضعف مفرط آن پيرمرد را مشاهده كرد در دعايى به خداوند چنين عرضه داشت : « اللهم توفنى فى الاجل الذى كتبت لى فلا حاجة لى فى الزيادة فى العمر بعد الذى رأيت » يعنى بار خدايا بعد از حادثهاى كه شاهد آن بودم هرگز خواستار طولانى شدن زندگانيم نيستم و به قضا و قدر تو تن در مىدهم . [ 2 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايند : ابراهيم در مناجات با خداوند چنين گفت : بار خدايا چگونه است كه مردان صاحب زن و فرزند را بدون آنكه بعد از آنها پشتيبانى داشته باشد مىميرانى خداوند به ابراهيم وحى فرستاد كه اى بنده من آيا جانشين و پشتيبانى بهتر از من براى آنها وجود خواهد داشت ؟ ! ابراهيم كه به خود آمده بود گفت : بار خدايا تحقيقا اين گونه است اينك خاطرى آسوده دارم . [ 3 ]
--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 38 و مستدرك الوسائل - ج 2 - ص 95 . [ 2 ] علل الشرايع - ص 39 . [ 3 ] بحار - ج 12 - ص 112 به نقل از قصص راوندى .